تبليغاتX
باران


باران

خدا با من است ...

شب كمين كرده

روبروي من

تب الود

تلخ و بي كوكب

شب ؛ شب غربت

شب همين امشب ... !!

من به ياد تو شكستم

تو نبودي

من به سوگ من نشستم

از ستاره تا ستاره

گريه كردم !!

از هميشه

تا دوباره گريه كردم !!

نوشته شده در دوشنبه 18 آبان1388ساعت 12:49 توسط مارلیک|

شايد ذهن هايي بگويند توس بايد بود

تا سلام گفت

درود گفت ؛ تبريك گفت !!

اما من معتقدم رضا (ع) همين جاست

هر كجا كه نفسي هست

در هر دم و بازدمي كه "ممد حيات است و مفرح ذات"

فقط هر سو كه ايستادي

دستهايت را بگذار روي سينه ات

تا نوسان ارتعاشات اين بدن خاكي

تو را بسپارند به معنويتي افلاكي !!

و دعا كن براي همه ي خاطراتت

براي همه ي كساني كه ساختند اين خاطره ها را ... !!

چه خوب ؛ چه بد !!

چه سياه ؛ چه خاكستري ؛ چه سفيد !!

التماس دعا !!

نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 20:38 توسط مارلیک|


Design By : Night Skin